تبليغاتX
و یر یا
خفته نشاید...
همراهان محترم لطفا" از این پس جهت دیدار کریمانه خود از نوشته های بنده به آدرس ذیل مراجعه فرمایید: www.vviria.blogspot.com  توجه شود که v ابتدای کلمه ویریا حتما" دوبار تکرار گردد. باسپاس فراوان و به امید دیدار!
+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم شهریور 1388ساعت 12:43  توسط بنیاد شهمرادی  | 

نظریه ردای قدرت پوشیده جمهوری اسلامی پس از گذشت ۳۰سال از عمر آن چنان گرفتار در تعریف حدود و ثغور حریم ملت و دولت گردیده است ُکه شاید بتوان آنرا مهمترین چالش نظریه آنهم از درون دانست!شکی نیست چه به این نظریه سیاسی التزام نظری داشته باشیم وچه نه نمی توانیم در تحلیل رخدادهای عریان روی داده در نظر و عمل بی تفاوت بود.چرا که این نظریه لا اقل در حوزه تعریف یک اصل زیر بنایی دارد که قائم بذات است و کسی نمیتواند منکر آن گردد و آن غیر قابل تغییر بودن اتکاء به آرای عمومی در اداره امور کشوراست.هر چند این ادره کشور در تخصیص یک مذهب و عقیده خاص باشد.در جمهوری اسلامی ایران ولایت فقیه نیز اصلی لایتغیر است ولی این امر با اعلام نظر مثبت رای ملت صورت تحقق پذیرفته است و اگر ملت ایران قانون اساسی حاوی آن اصل را نمی پذیرفت عملا" هیچ فقیهی حق اعمال قدرت نداشت ولذا این اصل هر منشاء مشروعیتی برای آن قائل باشیم برای تحقق به عنصر غیر قابل کتمان پذیرش مردم نیازمند است و به عبارتی قائم بذات نمی باشد.چیزی که علاوه بر اصول قانون اساسی به لحاظ نظری نیز لا اقل در میان اصحاب سابقین انقلاب نظیر مرحوم مرتضی مطهری دارای تاییدیه می باشد.آنجا که ایشان اعلام حکومت و اعمال قدرت معصوم را منوط به پذیرش مردم میدانند جایی برای کتمان این قاعده در باب اعمال قدرت نایب عام آن (فقیه) نمی ماند.چیزی که متاسفانه برخی تئوریسین های جدید بنام جمهوری اسلامی و با حمایت بعض اصحاب قدرت سعی در کتمان و یا لااقل کمر نگ و بی اثر کردن آن دارند و اخیرا" علنا " و به کرات از بیان  آن پروا ندارند!واین تفاوت دیدگاه در میان ملتزمین نظری جمهوری اسلامی  عملا" باعث تشکیل دو اردوگاه جدی در ذیل قانون اساسی جمهوری اسلامی گردیده است. هر چند توان آندو در حوزه قدرت برابر نبوده و عملا" جریان طرفدار صوری بودن نقش مردم با استفاده از اهرم عریان قدرت در دو دهه گذشته و پس از درگذشت بنیانگذار نظریه -عرصه را بر حامیان جدی میزان بودن رای ملت تنگ کرده است.آنهم کسانی که بیشترین همانندی و همراهی نظری و عملی را با بنیانگذار نظریه داشته اند.شاید گفته شود این همه برای چیست و کسانی آنرا جنگ قدرت در ذیل یک ایدئولوژی قلمداد کنند.ولی هر چه باشد وبا هر ایده و هدفی مسائل کشور را رصد کنیم یک چیز غیر قابل کتمان است وآن اینکه اگر خود را در راستای تحقق دمکراسی می دانیم نباید فراموش نمائیم که تنها وتنها با یک رنسانس فکری در میان توده ها و پذیرش جدی و حضور و حمایت بی شائبه آنان مردمسالاری تحقق میابد و بدون عمل سیاسی ودر گیر شدن جدی مردم در مسائل مربوط به سرنوشت کشور نمی توان انتظار برون رفت از فضای کنونی را در سر پروراند. از سویی دیگر نیز با قدرت گرفتن جدی اردوگاه طرفداران میزان بودن مشروعیت بخش رای مردم است که میتوان به توانمند شدن شهروندان در مطالبه جدی و غیر قابل گذشت حقوق شان و از جمله حق انتخاب کردن نظام سیاسی و حاکمان امیدوار بود.حکایت چالش پیش روی جمهوری اسلامی نیز قطعا" با بازگشت به اصول ترسیم شده از سوی بنیانگذار آن و با حجت قرار دادن محتوای بیان شده تئوریسین های سابق آن در زمان گرفتن رای مثبت از مردم ایران قابل حل است .مگر آنکه کسانی بخواهند تحت لوای ظاهری نظریه جمهوری اسلامی و رای صوری مردم آنهم با شیوه سال ۱۳۸۸   دیدگاههای بیگانه با جمهوریت را به کرسی بنشانند.چیزی که نه تنها نسبتی با جمهوریت ندارد بلکه رسما" اعلام پایان خاموش دیدگاه سیاسی امام خمینی در عرصه قدرت و تعریف متناسب وی در حدود و ثغور ملت و دولت وصد البته در تحت لوای یک حاکمیت دینی است.واین حادثه شوم وبنیان سوز نه تنها حامیان نظریه جمهوری اسلامی را در مقابل نظریاتی همچون استبداد استدلالی وخلافت اسلامی و طلبانی -خلع سلاح و منزوی مینماید.از آن بدتر برای دیر زمانی بذر امید دمکراسی و جمهوریت تمام عیار مدعیان را نیز در شوره زار تلخ و فرساینده استبداد دینی تباه خواهد ساخت.و چنین مباد!

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم شهریور 1388ساعت 2:3  توسط بنیاد شهمرادی  | 

همانگونه که در مطلب پیشین اشاره شد نواندیشی دینی(روشنفکری دینی)ایران در باب نظام سیاسی ایده آل خود به برنامه دسته بندی شده ای برای این مهم اذعان و تا حدودی نیز آن را تئوریزه نموده است.در این فرمول سیاسی علاوه بر پذیرش قاعده دمکراتیک حقوق برابر سیاسی تمامی شهروندان فارغ از نوع عقیده،جنسیت،زبان،قومیت وموقعیت اجتماعی،تلاش دارد تا در چنبره عکس العمل پس از حکومت تمامت خواهانه بنام دین گرفتار نیامده و عملا" تضمین سیاسی حضور در قدرت دمکراتیک را همانند سایر نحله های سیاسی و عقیدتی جامعه ایرانی، برای دینداران دمکرات و نواندیش نیز اخذ نمایید.در این نگرش که بارها بصورت جسته وگریخته در جامعه نیز طرح گردیده است،تلاش میشود با عبرت گیری از گذشته ایران وجهان وبا طرحی نو وفرا مدرن به هروله جامعه ایرانی در نیل به دمکراسی و حقوق بشر پایان داده و در عین حال بصورت مدنی ودمکراتیک امکان حضور فهم دینی در عرصه سیاست و اجتماع را نیز برای هوادران کثیر آن فراهم آورد.البته این نظریه از منابع قوی درون دینی نیز برخوردار بوده وهنوز مراحل تکاملی خود را طی مینماید و به لحاظ عملی کاملا" به قانون اساسی موجود علیرغم اختلاف نظر ،التزام عملی داشته و آن را نه تاکتیکی بلکه بعنوان جزئی از راهکار جدی خود میداند .چرا که تا فهم اکثریت جامعه ایرانی به نقطه خاصی نرسیده باشد کسی حق ندارد منویات ولو مطلوب و راهگشای خود را بر نظم جامعه تحمیل کند.نو اندیشان دینی بحق به جمله کلیدی وسرنوشت ساز رهبر فقید انقلاب اسلامی ۱۳۵۷  (میزان رای ملت است )اعتقاد راسخ داشته وبر خلاف دیگران آنرا نه صوری بلکه اصلی بنیادی در تفکر بنیانگذار نظام سیاسی فعلی میدانند.حقیقت نیز آن است که بنیان نظریه جمهوری اسلامی  اگرچه با یک جمهوری دمکراتیک تمام عیار فاصله جدی دارد ولی پر مسلم است که با نظریه های خلافت اسلامی و ...نیز تفاوت عمیق و جدی دارد!البته در آینده به این موضوع خواهیم پرداخت.بطور خلاصه میتوان نظریه روشنفکری دینی در باب حکومت را بدین شکل صورت بندی کرد:۱)شکل حکومت باید جمهوری بوده و هر شکل دیگری را واپسگرایی میداند ۲)تمامی شهروندان کشور ایران دارای حقوق سیاسی برابر خواهند داشت(اعم از حق  انتخاب کردن و انتخاب شدن برای تمامی ارکان قدرت) ۳)دولت (متشکل از قوه مجریه و پارلمان)بصورت دوره ای و مقید ـــ به رعایت حق تبدیل اقلیت به اکثریت در صورت خواست شهروندان در آینده ـــ در اختیار گروه اکثریت قرار می گیرد.و در این راستا نواندیشان دینی حق تشکیل دولت نواندیش دینی را در صورت امکان دمکراتیک برای خود محفوظ میدارد ۴)بنیان کلی حکومت(تمامی ارکان حاکمیت) دمکراتیک بوده و هیچ نحله سیاسی و عقیدتی حق تغییر وتفسیر ویژه در جهت خواست های قدرت طلبانه خود را نخواهد داشت ۵) ملت ایران تمامی شهروندان حوزه جغرافیایی شناخته شده بنام کشور ایران بوده و هیچ ویژگی خاص دیگری باعث ایجاد امتیاز نسبت به سایر شهروندان نخواهد شد .در پایان خاطر نشان میکنم که بزودی بعنوان ادامه همین مطلب یک مصاحبه اختصاصی صورت گرفته در همین مورد خواهد آمد.انشاءالله
+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم شهریور 1388ساعت 14:38  توسط بنیاد شهمرادی  | 

سلام حقیقتش را بخواهید با آنکه  اهل سخنوری هستم و بمناسبت هایی در جایگاههای مختلف تحلیل و بیان مطلب داشته ام و در همین راستا زندانی هم شدم ولی متاسفانه حوصله تایپ و این قبیل مسائل را ندارم.وهمین مسئله باعث شد تا حضور چندانی در اینترنت نداشته و بخاطر جزئی وکم بودن مطالب در وبلاگم چندین مرتبه پست ها حذف و حتی یک بار هم کلا"آدرس اینترنتی خود را حذف نمایم! ولی اینبار می خواهم حضور جدی تری داشته باشم!لذا اجازه می خواهم قدری در باره خودم٬علائقم و فعالیتهایم در این پست بنویسم.لذا برای راحتی بیشتر سعی می کنم در یک شمای کلی هم کلیاتی از فضای کشور و نسبت خود با آنها را جهت فهم بهتر موضوعات آتی بیان کنم.حقیقت آن است که ایران هنوز دارای چهار شکاف عمده سیاسی -اجتماعی است که به ترتیب عبارتند از:۱)شکاف استبداد ـ دمکراسی ۲)شکاف مذهب ـ لائیسیته ۳)شکاف سنت ـ مدرنیسم و ۴) شکاف چپ ـ راست(بمعنی جهانی آن).بنده خود را در این تقسیم بندی ها متعلق به اردوگاه مذهبیون نو گرای طرفدار دمکراسی می دانم که در عین حال متمایل به خواستگاه نگرش جامعه گرا در مناسبات اجتماعی و اقتصادی می باشند.البته در واقعیت سیاسی ایران کنونی و با توجه به اتفاقات تلخ بهار ۸۸ ما شاهد رویارویی دو جریان عمده طرفداران جمهوری اسلامی ازیک سو و اردوگاه هوادران حکومت اسلامی از سویی دیگر(تحت لوای دو تفسیراز یک قانون اساسی) می باشیم!لذا هر چند  با توجه به خواستگاه فکری پیش گفته عملا" در زمره طرفداران جمهوری اسلامی قرار می گیرم ولی نگرش کلی روشنفکران و نو اندیشان دینی در باره نوع نظام سیاسی مطلوب نظری بنده می باشد.در پایان تاکید این نکته ضروری است که هر تغییری در ایران بایستی مسالمت آمیز٬جامع نگر و دمکراتیک باشد وبر این اساس دفاع ٬حمایت و همراهی با طرفداران جمهوری اسلامی در مقابل نگرش خطرناک حکومت اسلامی ٬بایسته وشایسته ترین کار دمکراتیک برای فعالان سیاسی دمکراسی خواه  در این برهه حساس از تاریخ ایران می باشد.با این تفاسیر از لحاظ عمل سیاسی نیز خود را هوادار راه سبز امید (رسا) در ایران امروز دانسته و همه دلسوزان  ایران و هواداران دمکراسی را نیز به این مهم دعوت می نمایم.سحر نزدیک است!

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم مرداد 1388ساعت 1:51  توسط بنیاد شهمرادی  |